|
دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم با تو مي مانم بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت مي دانم روزي با تن خسته و خيس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناودانهاي چشمم فرود مي آيي در ميان انبوه مژگانم ميزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را براي هميشه مي بندم تا ديگر دوريت را حس نکنم چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن اي کاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشکيباست بزرگترين آرزوم اينه کوچکترين آرزوت باشم + نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386 14:37 توسط مژگان |
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 16:47 توسط مژگان |
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 16:42 توسط مژگان |
دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386 23:6 توسط مژگان |
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 13:29 توسط مژگان |
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 15:35 توسط مژگان |
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 16:13 توسط مژگان |
°°°°°°°°°°°°|/
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 14:41 توسط مژگان |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 16:0 توسط مژگان |
دوست دارم رضا جونم
+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386 15:28 توسط مژگان |
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386 13:58 توسط مژگان |
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 15:21 توسط مژگان |
YYYYYYYYYYYY YYYYYYYYYYYY + نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 13:49 توسط مژگان |
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 0:46 توسط مژگان |
كـه دگـر بـاره از اين گـونـه خطـاهـا نكنم بوسه دادي و چو برخواست لبم از لب تو توبـه كـردم كـه دگـر تـوبـه بي جـا نكنـم
اولين نامه من ...اولين نامه تو..... اولين برگ سفر نامه عشق من و توست. و در اين پندارم....كه اگر عشق سر آغاز وجودست.. كه هست... آخرين نامه من.... آخرين نامه تو.... آخرين برگ وجود من و توست.. با ۱۰۰۰۰۰۰ زبان در ۱۰۰۰۰۰ کشور و در ۱۰۰۰۰ زمان مختلف و ۱۰۰۰ بار یادم می آید که ۱۰۰جمله عاشقانه را۹۰ مرتبه ۸۰ بارخواندم ۷۰جمله را ۶۰ بار در ۵۰ روز روزی ۴۵ بار برای خودم تکرار کردم ۳۰ تای آن را اموختم بیش از ۲۰ روز ۱۰ بار از تو ۹ سوال کردم ۸ مرتب به ۷ سوال من ۶ جواب در فاصله ۵ روز دادی ۴ مرتبه ۳ جا دعوتت کردم ۲ ساعت خواهش کردم تا ۱ بار قبول کنی کهاز اعماق وجودم دوستت دارم
روزي از عشق خودم را حلق آويز مي كنم و آخرين آرزوي من اين است در روي طناب اسم تو را حك كنم تا حداقل در مرگم فكر كنم هميشه در كنارت خواهم بود + نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386 21:19 توسط مژگان |
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386 20:44 توسط مژگان |
هيچ بهانه اي نيست براي نوشتن ... YYYYYYYYYYYY ولي حالا که مي شه برايِ تو نوشت ، بهترين بهانه ای براي نوشتن... خيلي دوست دارم خيلي زياد براي تو مي نويسم که معني عشقي براي من و عشق رو باتو حس کردم دوستت دارم دوستت دارم بيش تر از معناي واقعي كلمه دوست داشتن! دوستت دارم همچو طلوع خورشيد در سحر گاه عشق! همه دنياي مني... + نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386 14:24 توسط مژگان |
دوستت دوستت دوستت
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 14:51 توسط مژگان |
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386 14:30 توسط مژگان |
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 20:50 توسط مژگان |
![]() + نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 20:40 توسط مژگان |
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385 23:22 توسط مژگان |
![]() + نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 19:0 توسط مژگان |
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 15:21 توسط مژگان |
دوستت دارم ![]() + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 16:16 توسط مژگان |
888888888111111118888881111111188888888888888888888888888888888888888888888888888888 تقدیم با عشق به کسی که خیلی دوستش دارم + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 15:33 توسط مژگان |
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 15:11 توسط مژگان |
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 17:15 توسط مژگان |
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 17:9 توسط مژگان |
+ نوشته شده در شنبه نهم دی 1385 17:31 توسط مژگان |
|
| ||||||